معشوق من

...

بر ساقهاي نيرومندش

چون مرگ ايستاد

...

معشوق من

گويي ز نسل هاي فراموش گشته است

معشوق من

همچون طبيعت

مفهوم ناگريز صريحي دارد

او با شكست من

قانون صادقانه قدرت را تاييد مي كند

...

او وحشيانه آزادست

...

معشوق من

همچون خداوندي، در معبد نپال

گويي از ابتداي وجودش

بيگانه بوده است

...

معشوق من

انسان ساده اي ست

انسان ساده اي كه من او را

در سرزمين شوم عجايب

چون آخرين نشانة يک مذهب شگفت

...

پنهان نموده ام

... 

/ 25 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسين

سلام ایول بهت تبریک می گم وب زیبای داری اگر به کلبه ی درویشی ما هم سربزنی خوشحال می شم و نظرت را در بارهی تبادل لینگ هم بگی ممنون می شم بای بای[بوسه]

فريبا

چقدر قشنگ و متفاوت از ديگرون می گی

زهرا

سلام مهدی جان.مرسی که سر زدی. اگه آپ کردم چشم حتما ميگم. اما احتمالا ديگه آپ نمی کنم يا اينکه خيلی کم بازم ممنون

حسين

سلام مهدی جان ممنون که به من سرزدی و نظر گلت را به من دادی راست می گی کمی بايد به انجا هم توجه کنم بازم بيای پيشما بای بای

حسين

سلام من اپم اگر تونستی یک سر بیا خوشحال می شم بای بای

نازنين

چرا کم مينويسی؟... بنويس... خودت بنويس... در پناه يکی

زهرا

و باز حرف های من نقض شد... آپ کردم. خوشحال می شم سر بزنی و خوشحال تر اگه بخوای و آپ کنی. موفق باشی

نازنين

من از اين فاصله ي فاصله ها دلگيرم بي تو اينجا چه غريبانه شبي مي ميرم دل من با همه ي آدمکاني که به دنبال تو اند قهر مي گردد و من با خود خود زنجيرم دير ساليست که مي خواهم از اينجا بروم ولي انگار که با قلب زمين درگيرم مثل اين است که من با همه ي هق هق خود روي سجاده ي احساس تو جان مي گيرم ساعت گريه و غم هيچ نمي خوابد و من در الفباي زمان خسته ي اين تقديرم...

ghazale

mitunam begam be jorat bad az modathaye ziyadi tahte tasire neveshteyi gharar gereftam .che hese ghashangi dashti vaghti ino neveshti.khosh halam ke bahat dustam

nazanin

chera saansoor shode?